برنامه ریزی برای زندگی و آینده در دنیای امروز مخصوصا در شرایط سخت و مبهم کشور ما، با پیچیدگیهای متعدد و عدم قطعیت بالا، نیاز به رویکردهایی فراتر از مدلهای خطی و سنتی دارد. Odyssey Plan، بخشی از چارچوب آموزشی Designing Your Life در Stanford Life Design Lab، یک متد طراحی محور برای بازاندیشی در مورد آینده و کاهش آشفتگیِ تصمیمگیری ارائه میکند. این مقاله، با استناد به منابع رسمی دانشگاه استنفورد و اسناد منتشرشده مرتبط با این متد، ساختار، مبانی نظری و کاربردهای عملی طرح ادیسه را تشریح میکند. طرح ادیسه به عنوان تمرینی کاربردی، افراد را به طراحی چند نسخه احتمالی از آینده شان تشویق میکند تا بتوانند گزینهها و مسیرهای پیشِ رو را بهتر تجسم، درک و ارزیابی کنند.
_ در این سه سوال، غرق شوید؛
۱_ اگر زندگی اکنون شما بدون هیچ تغییرِ چشمگیر و خاصی در آینده نیز همین گونه ادامه یابد، زندگی تان چگونه خواهد بود؟
۳_ اگر محدودیت های مالی، اجتماعی، خانوادگی یا فرهنگی و ... مانع شما نشود، زندگی خود را چگونه ادامه می داید و چه می کنید؟
_ مبانی طراحی
متد Designing Your Life بر پایه Design Thinking توسعه یافته است. این رویکرد به جای تمرکز صرف بر تحلیل منطقی، بر ایده پردازی خلاقانه، نمونهسازی (prototype) و بازخورد گرفتن از محیط تمرکز دارد. طرح ادیسه، جهت کمک به افراد برای کاوش گزینههای مختلف زندگی و طراحی مسیرهای ممکن برای آینده ای بهتر و توسعه یافته است. این رویکرد بر جایگزینی برنامهریزی خطی با تفکر طراحی (Design Thinking) تأکید میکند تا افراد بتوانند چند مسیر ارزشمند و قابل اجرا برای ۵ سال آینده زندگی خود را تجسم، تصور و ارزیابی کنند.
در چارچوب رسمی ارائهشده توسط Stanford Life Design Lab، این تمرین شامل مراحل زیر است:
_ تعریف سه سناریوی پنجساله
سه نسخه از آینده توسط فرد باید طراحی شود:
_ سناریوی دوم؛ مسیر جایگزین
_ سناریوی سوم؛ مسیر بدون محدودیت
این سناریو به شکل منحصر به فردی به طراحی آینده می پردازد. با این تفکر و خیال که هیچ محدودیت مالی، اجتماعی یا فرهنگی نباشد. هدف این بخش ایجاد فرصت برای تفکر خلاق و اکتشاف انگیزههای عمیق و پنهانی است.
در طراحی این سناریوها پیشنهاد شده است که هر سناریو یک عنوان کوتاه توصیفی داشته باشد.شامل جزئیات مراحل زندگی در پنج سال آینده باشد. عناصر کلیدی مانند شغل، روابط، سبک زندگی و دستاوردهای مورد انتظار را بازتاب دهد.
_ ارزیابی سناریوها
پس از تدوین سناریوها، هر یک از مسیرها باید بر اساس معیارهای مشخصی ارزیابی شود. این معیارها عبارتاند از:
هدف از این ارزیابی، کمک به تصمیمگیری آگاهانه در انتخاب مسیر یا ادغام عناصر ارزشمند برای هر سناریو است.
برای هر سناریو باید یک عنوان کوتاه چند کلمهای طراحی کنید. این عنوان باید بهخوبی «جوهر و موضوع اصلی» سناریو را نشان دهد.
برای هر سناریوی پنجساله، باید ۲ تا ۳ سوال کلیدی تعیین کنید. این سوالات باید کنجکاوی شما درباره زندگی بر اساس آن سناریو را نشان دهند، نه سؤالات ساده درباره جزئیات اجرایی. هدف این است که سناریو برای شما مسائل و فرضیههایی برای آزمون ذهنی و عملی ایجاد کند.
در گام بعدی، هر سناریو باید بر اساس چهار شاخص مهم ارزیابی شود. این بخش یکی از کلیدیترین ابعاد تمرین است و به شما کمک میکند نسبت به گزینهها نگاه واقع بینانهتری پیدا کنید:
*چقدر این برنامه برای شما و زندگی تان رضایت بخش و ارزشمند است؟
*چقدر مطمئن هستید که میتوانید این مسیر را عملی کنید؟
*آیا این سناریو با ارزشها، باورها و دیدگاه شما درباره ی زندگی هم سو و هماهنگ است؟
این چهار معیار به شما کمک میکند سناریوها را نه فقط در حد یک آرزو و خیال ببینید، بلکه از نگاه عملی و واقع بینانه تری نسبت به مرحله اول طرح، آنها را دوباره بسنجید.
_ کارکردهای شناختی و روانشناختی طرح ادیسه؛
_کاهش اضطراب تصمیمگیری
اجرای این روش کمک میکند که فرد حس کند انتخاب اول و در دسترس او تنها راه ممکن نیست و گزینههای جایگزین نیز حداقل برای آینده قابل تصور و ارزشمند هستند. این امر بهطور قابل توجهی اضطراب ناشی از تصمیمگیری را کاهش میدهد.
_ افزایش آگاهی از ارزشهای فردی
طراحی چند مسیر مختلف به فرد این فرصت را میدهد که ارزشها و اولویتها و علایق واقعی خود را روشنتر ببیند و تصمیمهایش را بر این مبنا تنظیم کند.
_ نمونهسازی (Prototype) و بازخورد؛
تمرین Odyssey Plan نه یک فرم برنامهریزی ساده، بلکه نوعی تمرین شناختی و تفکر محور است که دارای چندین مزیت مهم است؛
*گسترش دامنه تفکر و تجسم: طراحی سه سناریوی متفاوت باعث میشود ذهن تنها به یک مسیر وابسته نباشد و گزینههای دیگر را نیز ببیند.
در مجموع طرح ادیسه، روش مؤثری برای بازاندیشی در مورد آینده، افزایش انعطاف پذیری شناختی و بهبود کیفیت تصمیمگیریهای بلندمدت است. این روش به افراد کمک میکند تا آینده را نه بهصورت روندی ثابت و غیر قابل تغییر، بلکه بهعنوان مجموعهای از فرضیههای قابل آزمون درک کنند. تفکر مبتنی بر این طرح به فرد کمک میکند تا چشماندازهای مختلف زندگی خود را بهگونهای ساختارمند و واقع بینانه توسعه دهد. گزینهها را نه بهعنوان آرزو بلکه به عنوان فرضیههایی قابل سنجش بپذیرد. تصمیمگیریهای بلند مدت را با معیارهای روشن ارزیابی کند. این رویکرد از مدلهای سنتی برنامهریزی زندگی فراتر میرود زیرا تأکید دارد زندگی قابل طراحی، آزمون و بازبینی است.
منبع مقاله؛
https://lifedesignlab.stanford.edu/resources
